ساختارگرایی چیست؟
آیا پشت تمام رفتارها و افکار ما ساختارهایی پنهان وجود دارد؟
تصور کن در حال تماشای یک فیلم هستی. شخصیت اصلی فیلم تصمیمی میگیرد که برای تو کاملاً غیرمنتظره است. شاید عاشق کسی میشود، شاید از خانوادهاش فرار میکند، شاید علیه جامعهای که در آن زندگی میکند شورش میکند. معمولاً فکر میکنیم این تصمیمها از شخصیت، احساسات و اراده فرد سرچشمه میگیرند.
اما اگر بخش بزرگی از آنچه انجام میدهیم، میگوییم و حتی تصور میکنیم، پیش از آنکه خودمان متوجه شویم، تحت تأثیر ساختارهایی پنهان شکل گرفته باشد چه؟
اگر زبان، فرهنگ، خانواده، جامعه و قواعدی که در آن بزرگ شدهایم، بیشتر از آنچه تصور میکنیم در شکلگیری هویت و رفتارمان نقش داشته باشند، چه؟
این پرسشها ما را به یکی از جریانهای مهم فلسفه و علوم انسانی در قرن بیستم میرسانند: ساختارگرایی.
ساختارگرایی به ما پیشنهاد میکند که برای فهم انسان و جهان اجتماعی، فقط به افراد و تصمیمهای آشکارشان نگاه نکنیم؛ بلکه ساختارهای پنهانی را نیز بررسی کنیم که به رفتارها، افکار و تجربههای ما معنا میبخشند…






