هرمنوتیک چیست؟
فلسفهای برای فهمیدن آنچه پشت کلمات پنهان است
تا به حال پیش آمده جملهای از کسی بشنوی و آن را کاملاً متفاوت از چیزی که او منظورش بوده، برداشت کنی؟ شاید دوستت گفته باشد «هر طور خودت صلاح میدونی» و تو آن را نشانه دلخوری فهمیده باشی. شاید یک شعر را بارها خوانده باشی، اما هر بار معنای تازهای در آن پیدا کرده باشی. یا شاید پس از سالها دوباره به یک کتاب قدیمی برگشته باشی و متوجه شوی که این بار، با تجربههای تازه زندگیات، آن را جور دیگری میفهمی.
چرا معنای یک جمله همیشه به خود کلمات محدود نمیشود؟ چرا برای فهمیدن یک متن باید به زمانه، فرهنگ، نیت نویسنده و حتی تجربههای خودمان توجه کنیم؟ و آیا ممکن است چیزی را بفهمیم، بدون آنکه تمام پیشفرضهایمان را در فهم آن دخالت دهیم؟
این پرسشها ما را به یکی از شاخههای مهم فلسفه میرسانند: هرمنوتیک؛ فلسفه و هنر تفسیر و فهم معنا…



